تبليغاتX
ماجراهای قلقلی

جوک 1- قلقلی سوار هواپيما ميشه، ميشينه كنار دست يك پيرمرده. خلاصه سر صحبت باز ميشه و اين دوتا نسبتاٌ با هم رفيق ميشن. وسطاي راه، يك مهمون دار مياد از پيرمرده ميپرسه، پدر شما شكلات ميل داريد؟ پيرمرده ميگه: نه خيلي ممنون، من بواسير دارم. مهمون داره از طرف ميپرسه: شما چي؟قلقلی مياد تريپ رفاقت بگذاره، ميگه: نه مرسي. اين رفيقمون بواسير داره، باهم باز ميکنيم ميخوريم!

 جوک 2- قلقلی  يه كارت تلفن ميخره، اول ميده پرسش كنن!

جوک 3-  يه پيرمرده و يه پيرزنه و قلقلی  و يه دختره تو يه كوپه قطار با هم بودن،‌ قطار ميره تو تونل و همه جا تاريك ميشه،‌ يهو يه صداي ماچ و بعد هم يه صداي كشيده مياد! قطار از تونل مياد بيرون همه نشسته بودن سر جاشون. پيرزنه با خودش ميگه: عجب دختر متين و باحياييه! با اينكه جوونه و دلش ميخواد ولي به كسي راه نميده، تا قلقلی بوسيدش ، گذاشت زير گوشش! دختره با خودش ميگه: عجب پيرزنه نجيبيه! با اينكه سنش بالاست و كسي تحويلش نميگيره، بازم  نميذاره كسي ازش سوء استفاده كنه. پيرمرده هم با خودش ميگه:‌ بابا عجب بدبختيه‌ها! يكي ديگه حالش رو ميكنه ما كشيده رو مي‌خوريم! قلقلی هم با خودش ميگه: چه حالي ميده آدم كف دستش رو ببوسه محكم بزنه تو گوش بغلي!

جوک-4به قلقلی ميگن تا حالا موز خوردي؟ ميگه: آره همون كه هستش يك وجبه؟!

جوک 5-تو شهر قلقلی حكومت نظامي بوده، يارو سروانه به قلقلی  ميگه كه تو اينجا كشيك بده، از هفت شب به بعد هركسي رو خيابون ديدي در جا بزنش. حرفش كه تموم ميشه، تا مياد بره سوار ماشينش شه، ميبينه صداي گلوله اومد. برميگرده ميبينه قلقلی زده يك بدبختي رو كشته! داد ميزنه: احمق! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره! قلقلی ميگه: قربان اين يک آدرسي پرسيد كه عمراٌ تا ساعت نه شب هم پيداش نميكرد!

جوک 6-به قلقلی  ميگن: ميدوني امام حسين كجا دفن شده؟ ميگه: نه. ميگن: كربلا. ميگه: اي خوشا به سعادتش!

جوک 7-قلقلی  ميره زير ماشين، رفقاش با دمپايي و سنگ ميزنن درش ميارن!

جوک 8-قلقلی ادعاي پيغمبري ميكرده،رفيقاش بهش ميگن: بابا همينجوري كه نميشه! بايد بري چهل روز بشيني تو غار، تا از خدا برات وحي بياد. خلاصه جوونک ميره، دو روز بعد با دست و پاي شكسته و خوني مالي برميگرده!  رفيقاش ميپرسن: چي شده؟! قلقلی ميگه: ما رفتيم تو غار، يهو جبرئيل با قطار اومد!

جوگ 9-قلقلی داشته از سر كار برميگشته خونه، يهو ميبينه يك جمع عظيمي دارن تشييع جنازه ميكنند، منتها يجور عجيب غريبي: اول صف يك سري ملت دارن دو تا تابوت رو ميبرن، بعد يك يارو مرده با سگش راه ميره، بعد ازون هم يك صف 500 متري ملت دارن دنبالشون ميرن. قلقلی كف ميكنه، ميره پيش جناب سگ دار، ميگه: تسليت عرض ميكنم قربان، خيلي شرمندم... ميشه بگيد جريان چيه؟ يارو ميگه: والله تابوت جلوييه خانممه، پشتيش هم مادر خانومم... هردوشون رو ديشب اين سگم پاره پاره كرده! قلقلی ناراحت ميشه، همينجور شروع ميكنه پشت سر يارو راه رفتن، بعد از يك مدت برميگرده ميگه: ببخشيد من خيلي براتون متاسفم، ميدونم الانم وقت پرسيدن اينجور سوالا نيست، ولي ممكنه من يك شب سگ شما رو قرض بگيرم؟! مرده يك نگاهي بهش ميكنه، اشاره ميکنه به 500 متر جمعيتي پشت سر، ميگه: برو ته صف!

  جوک ده-قلقلی  يهو  بي هـوا  مياد تو اتاق ، خفه ميشه!    

 

 جوک 11-قلقلی ميره مسابقة قرائت قرآن، شلوار ورزشي ميپوشه!

جوک 12-قلقلی  ميره پيتزا فروشي، ميگه: ببخشيد پيتزا بزرگ چنده؟ يارو ميگه: 2000 تومن. قلقلی  يكم بالا پايين ميكنه، ميگه: پيتزا متوسط چنده؟ يارو ميگه: 1000 تومن. باز قلقلی  يوخده با پولاي جيبش ور ميره، ميگه: پيتزا كوچيك چنده؟ يارو ميگه: 700 تومن. قلقلی  دست ميكنه تو جيبش يك صد تومني درمياره، ميگه: قربون دستت داداش، يك جعبه اضافه به ما بده!

جوک 13-قلقلی   از طبقه صدم يه ساختمون مي‌پره پايين، به طبقه پنجاهم كه ميرسه ميگه: خب الحمدالله تا اينجاش كه بخير گذشت!

جوک 14-زن قلقلی دو قلو ميزاد،‌ قلقلی ميره صورت حساب بيمارستان رو حساب كنه،‌ به يارو ميگه:‌ حاج آقا ارزون حساب كن هردوشو ببرم!

 

جوک 15- قلقلی  با دو تا خيار در دست ميره توي يك بقالي، ميگه:حاج آقا خيارشور داري؟ بقاله ميگه: بله. قلقلی  ميگه: پس  بي زحمت اين دوتا رو هم بشور!

جوک 16- قلقلی  پكر و ناراحت نشسته بوده تو يك عرق فروشي و همين جور يك ساعت تمام داشته گيلاس عرقشو نگاه مي‌كرده. يارو جاهله با خودش ميگه بگذار يكم بخنديم، ميره جلوي طرف ، گيلاس عرقشو برميداره، يه نفس ميره بالا. قلقی اول يك نگاه غمناك به جاهله ميكنه، بعد يهو ميزنه زير گريه! جاهله ناراحت ميشه:‌ميگه: بابا بيخيال،‌ شوخي كردم ! جون حاجي..اصلاً‌  الان يدونه مَشتي‌شو برات ميگيرم، مهمون من! قلقلی در حين هق هق ميگه: نه داداش، تقصير تو نيست. اصلاً‌ امروز بدترين روز زندگي منه! اولش صبح خواب موندم دير رسيدم سركار،‌ رئيسم هم بيرونم كرد! ‌بعد اومدم برگردم خونه، ‌ديدم ماشينم رو دزد برده! رفتم كلانتري، ‌گفتن كاريش نمي‌تونن بكنن...بعد تاكسي گرفتم رفتم خونه يهو ديدم كيف پولم رو گم كردم، ‌يارو راننده تاكسيه هرچي از دهنش درومد بارم كرد .. بعد رفتم تو خونه، ديدم خانم با سه تا از همسايه‌ها تو رختخوابن! آخر تصميم گرفتم خودمو بكشم، ‌كه يهو تو اومدي ليوان سمم رو تا ته خوردي!

جوک 17 -باباي قلقلی ميميره، مجلس ختمش رفيقاش همه ميان بهش تسليت ميگن.قلقلی  خيلي احساساتي ميشه، ميگه: به خدا خيلي زحمت كشيدين تشريف آوردين، ‌شرمنده كردين... ايشالله ختم پدرتون جبران مي‌كنم!

جوک 18 -زنِ قلقلی  آپانديسش رو عمل كرده بوده، بعد از عمل قلقلی  مياد ملاقاتش. منتها زنه هنوز خوب بهوش نيومده بوده و داشته زير لب هزيون مي‌گفته: احمق...بي‌شعور...عوضي! يك دكتري داشته از اتاق رد ميشده، ميگه: خوب به سلامتي مثل اينكه خانمتون به هوش اومده و داره باهاتون حرف ميزنه!

جوک 19 - قلقلی خودشو ميزنه به كوچة علي چپ، گم ميشه!

جوک بیست - تو شهر قلقلی اینا ملت براي بار اول كيوي ميبينن، ميرن از ملاي شهر ميپرسن اين چيه؟ ملاهه يكم ميره تو نخ كيويه، بعد ميگه: تخم مرغيش، كه تخم مرغه! ولي من نمي‌فهمم چرا موكتش كردن؟!

جوک 21- از قلقلی ميپرسن بنفش چه رنگيه؟ ميگه: قرمز ديدي ؟!  آبيش !

 این جوک بیست و پنجه جا زده اومده اینجا :  قلقلی يه تيكه يخ گرفته بوده بالا، ‌داشته خيلي متفكرانه بهش نگاه مي‌كرده. رفيقش ازش ميپرسه: چيرو نگاه ميكني؟ قلقلی ميگه:  ازش آب ميچيكه ولي معلوم نيست كجاش سوراخه!

جوک 22- به قلقلی ميگن يك معما بگو، ميگه اون چيه كه زمستونا خونه رو گرم ميكنه تابستونا بالاي درخته ؟! يارو هرچي فكر ميكنه جوابشو پيدا نميكنه، ميگه: نميدونم، حالا بگو چيه؟ قلقلی ميگه بخاري!  يارو كف مي‌كنه، ميگه: باباجان بخاري زمستونا خونه رو گرم ميكنه ولي تابستونا چه جوري بالاي درخته ؟  قلقلی  ميگه: بخاريِه خودمه دوست دارم   بگذارمش بالاي درخت!

جوک 23- يه  قلقلی  داشته از تو جزيره آدم‌خورا رد ميشده،‌ يهو ميبينه آدم خورا محاصرش كردن. بيچاره جفت مي‌كنه با حال زار ميگه: اي خدا بدبخت شدم!‌ يهو يك صدايي از آسمون مياد: نترس بندة من، بدبخت نشدي! اون سنگ رو از جلوي پات بردار بكوب به سر رئيس قبيله. قلقلی خوشحال ميشه،‌ سنگ رو ميكوبه تو كلة ‌رئيس قبيله. رئيسِ قبيله جابه‌جا ميميره، باقي افراد قبيله شاكي ميشن، نيزه به دست، شروع مي‌كنن دويدن طرف قلقلی! يهو يك صدايي از آسمون مياد: خوب بنده من، حالا ديگه بدبخت شدي!

جوک 24- قلقلی توي اتوبوسِ تهران-قلقلی آباد  نشسته بوده، ميره به راننده ميگه: آقاي راننده واسه كي داري رانندگي مي‌كني؟! اينا که همه خوابن!

 

 

+ نوشته شده توسط حسین در جمعه پانزدهم آبان 1388 و ساعت 16:22 |

اولاً این عید عزیز میلاد امام رضا (ع) رو تبریک میگم به همتوووون

دوماً این عیدی ناقابل من به شما =جوک 1- قلقلی  به رفيقش مي گه من يه تمساح پيدا كردم چيكارش كنم؟ ميگه ببرش باغ وحش. فردا رفقيش مي گه برديش؟ قلقلی مي گه : آره ، تازه امشب هم مي خوام ببرمش سينما


جوک 2- قلقلی  به دختره ميگه بوس ميدي؟  ميگه نه ! قلقلی ميگه به جهنم بخاطر خودت گفتم من خودم زن دارم


 جوک 3- قلقلی  میمیره ، شب اول قبر ۶۲ تا فرشته میان سراغش. ۲تاشون سوال می کردن  .... ۶۰ تاشون حالیش می کردن


جوک 4- قلقلی  زنگ میزنه ۱۱۰ میگه آقا پدال گاز و پدال ترمز و پدال کلاچ و فرمون و دنده رو دزدیدن! پلیس میگه ، برو صندلی جلو بشین


جوک 5- از قلقلی ميپرسن اولين کسی که رفت مکه حاجی شد کی بود ميگه حاج زنبور عسل


جوک 6- از قلقلی پرسيدند : گاو بهتره يا گوسفند
قلقلی ميگه : گاو بهتره
مي پرسند چرا
ميگه : گاو وقتي ميخواد بره آنطرف جاده اول سمت راست نگاه ميکنه بعد سمت چپ رو ، بعد ميره ، ولي گوسفند عين گاو سرشو ميندازه پايين رد ميشه 

جوک 7- قلقلی يه زن حامله رادر اتوبوس ميبينه و به او ميگه : خانم اين چيه
خانومه ميگه : معلومه بچه ام است ديگه
قلقلی ميگه : دوستش داري
خانومه : آره خوب، خيلي
قلقلی میگه : پس چرا قورتش دادي

 
 جوک 8- قلقلی  پرتقال خوني ميخوره، ايدز ميگيره


 جوک 9 -از قلقلی نوار مغزي ميگيرند، ميبينند بيست دقيقه اولش خاليه!


جوک 10 - قلقلی دست ميذاره به برق فيوز مي پره ، فيوز رو ميزنن قلقلی مي پره

 جوک 11- قلقلی سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته‌: ظرفيت 12 نفر. باخودش ميگه: عجب بدبختيه‌ها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟!


جوک 12- قلقلی ميگن دوست داری فلفلی بميره ارثش به تو برسه ،قلقلی ميگه نه ، دوست دارم بکشندش تا ديه هم بگيرم


 جوک 13- قلقلی داشته ميمرده ، ملت ريخته بودند دورش ببينند دم آخري چي ميگه ، قلقلی ميگه به ارواح باباتون من همه نماز روزه هام را گرفتم فقط 60 سال واسم طهارت بگيرين !


جوک 14- قلقلی  داروخونه داشته، يك روز  جلو در مغازه بزرگ مينويسه: سوسك كش جديد رسيد! خلاصه بعد يك مدت يك بابايي مياد تو ميگه: ببخشيد، جريان اين سوسك‌كش جديد چيه؟ اين خونة ما رو سوسك سر گرفته. قلقلی  ميگه: اين دارو خيلي جديده و بازدهيش هم تضمينيه. شما اين دارو رو ميريزيد تو يك قطره چكون، بعد كشيك ميكشيد تا سوسكها رو بگيريد. هر سوسك رو كه گرفتيد، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازين دارو ميچكونيد، بعد از يك مدت سوسكها كور ميشن و خودشون از گشنگي ميميرن! يارو كف ميكنه، ميگه: خوب آخه اگه سوسكها رو بگيريم كه همونجا درجا مي‌كشيمشون!  قلقلی ما  ميره تو فكر، بعد يك مدت ميگه: آره خوب، ازون راهم مِشه!


جوک 15-  ميخواستن قلقلی رو شكنجه روحي بدن، ميفرستنش تو يك اتاق گــرد، ميگن برو يك گوشه بشين!


جوک 16 -  قلقلی كليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره كليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميكنن!


جوک 17 - بعد از عمري داريوش مياد ايران، اجرا زنده ميگذاره تو استاديوم آزادي. خلاصه ديگه ملت داشتن خودشون رو خفه ميكردن، داريوش هم مياد خيلي حال بده، از ملت ميپرسه: چي ميخواين براتون بخونم؟ قلقلی ازون پشت داد ميزنه: اِبـــي بـخـــون.. اِبـــي بـخـون!

+ نوشته شده توسط حسین در جمعه هشتم آبان 1388 و ساعت 11:33 |

 جوک 1- نصيحت زن قلقلی  به دخترش: يادت باشه دنبال سه چيز ندو: مترو، اتوبوس و پسر، چون هر سه‌تاشون 10 دقيقه به 10 دقيقه دوباره ميان!

 جوک 2- زلزله در روستای قلقلی  89 نفر كشته داشت 9 نفر هنگام زلزله80 نفر هنگام تقسیم چادر!


 جوک 3-پیامک قلقلی  به دوست دخترش :
مهم نیست که قشنگ نیستی  قشنگ اینه که مهم نیستی !!!

جوک 4- قلقلی ميره جوراب فروشي ميگه آقا جوراب ميخوام فروشنده ميگه:مردونه ؟قلقلی دست ميده ميگه: مردونه


 جوک 5- قلقلی  زنگ ميزنه پيتزا فروشي ميگه يه پيتزا مي خواستم. فروشنده ميگه . به نام ... ؟ قلقلی  ميگه . آخ آخ . ببخشيد .به نام خدا , يه پيتزا مي خواستم

 جوک 6- قلقلی  مي پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز مي کنن ؟ ميگه : آخه من امتحان كردم..... پياده خيلي راهه


 جوک 7- پسرقلقلی  رو ختنه می کنن می گن باید دامن بپوشی. می گه نامردا مگه چقدشو بریدین؟ 


جوک 8 - تست هوش قلقلی  :به 750 گرم میگن چی؟؟؟ ........... ميگن نیم کیلو و نیم

 جوک 9- چند نفر اکيپي ميرن کوه نوردي شب خواب بودن ديدن قلقلی  داد مي زنه جرج جرج... ميگن: ما اينجا جرج نداريم که! خلاصه مي خوابن صبح پا مي شن ميبينن قلقلی  رو گرگ خورده

 جوک 10 –قلقلی  رو ميبرن کلانتري ، ميگه چرا منو آوردين اينجا ؟؟ ميگن واسه عرق خوري .. ميگه پس چرا نميارين بخوريم؟


 جوک 11- قلقلی ميره رستوران، گارسون ميخواد بزارتش سر كار ميگه: غذاي امروز «كوجی پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با «ليمو» است! قلقلی  ميگه : «كوجی پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با چي ؟

 جوک 12 -به قلقلی میگن از قفل فرمونت راضی هستی میگه آره فقط سر پیچ اذیت می کنه!


 جوک 13- قلقلی ميره حرم داد می‌ زنه : آقايون شلوغ نكنيد! حاجت ها قاطی‌ می‌شه! من پارسال اومدم ، حامله شدم


جوک 14 - قلقلی میره بالای پل عابر پیاده داد می زنه حالا من خر،من نفهم، آخه شما این رودخانه می بینید که اومدین روش پل زدین


+ نوشته شده توسط حسین در شنبه بیست و پنجم مهر 1388 و ساعت 11:33 |

 جوک 1-قلقلی ادعای پیغمبری میكنه . بهش میگن خوب كتابت كو ؟ میگه ، فعلا جزوه میگم بنویسید تا بعد .......!!!

 جوک 2-  یه روز قلقلی  چله تابستون میره زیر لحاف و سرش رو محكم میكشه !
یكی میاد و بهش میگه : آقا شما قلقلی  هستی ؟
قلقلی  میگه : ای بابا مگه از زیر لحاف هم معلومه ؟؟!!!

جوک 3- از یک دکتر قلقلی  می پرسن خط وسط قرص برای چیه؟میگه که اگر قرص با آب پایین نرفت با پیچگوشتی پایین کنند!!!

 جوک 4-قلقلی  مسافر كشي ميكرد . يه جا يه زنه بهش گفت : آقا ، ببخشيد ، كريمخان ميريد . قلقلی  گفت : اه ، خوب معلومه ، اگه نميريد كه ميتركيد

 جوک 5- قلقلی تلويزيون رو روشن ميكنه كانال 1: قرآن. كانال 2: قرآن. كانال 3:قرآن. كانال 4: قرآن. كانال 5: قرآن. پا ميشه تلويزيون رو ميبوسه ميذاره رو طاقچه!

 جوک 6- قلقلی  از زمين و زمان گله می كنه و می گه : چه دنيای بدی شده آدم نمیتونه به هيچ كس اعتماد كنه ، از صبح تا حالا از هركی سؤال می كنم ساعت چنده هركی يه چيزی ميگه ، نمی دونم حرف كدومو باور كنم !!!

 جوک 7-قلقلی  يه روز سرد زمستون می بينه که يه اسب از دهنش داره بخار در می یادمی ره جلوتر و می گه جل الخالق ! پس اون اسب بخاری که می گن اینه؟؟!!


 جوک 8- قلقلی  توي استخر غرق ميشه ميبرنش پزشك قانوني ميبينن مايوش سوراخ بوده

 جوک 9 - قلقلی  ميره استاديوم تو استاديوم همش بالاسرش نگاه ميكرد بهش ميگن بنده خدا چرا مسابقه رو نمي بيني ميگه : دنبال كلمه زنده ميگردم

 جوک 10- قلقلی  وارد كابين خلبان شد و گفت: زود برو فرانسه. خلبان نگاهي كرد وگفت: ولي تو كه اسلحه نداري. قلقلی  گفت: خاك برسرتون، شما هميشه بايد اسلحه بالاي سرتون باشه، با زبون خوش نمي‏توني بري؟

 جوک 11-قلقلی ميخواسته بره دنبال دوست دخترش باهم برن بيرون ! خلاصه تو راه ميبينه يه پسر تهرونيه رفته جلو خونه دوست دخترش دوست دخترشم تو آشپزخونس ! پسر تهرونيه ميگه پاشو بيا بريم بيرون ، دختره ميگه نه كار دارم بابام بهم گفته ظرفارو بشور پسر تهرونيه شاكي ميشه ميگه بابات گه خورده ميگم بيا پايين       قلقلی  كف ميكنه خلاصه مياد تريپ بچه تهرونيرو بذاره ميره دم خونه دوست دخترش آيفون رو ميزنه به دوست دخترش ميگه بياد دمه پنجره ، دوست دخترش مياد ميگه چيه ؟ قلقلی ميگه لباس بپوش بريم بيرون ، دختره ميگه كار دارم نميتونم بيام ، قلقلی  يه دفعه داد ميزنه ميگه بابات گه خورده بهت ميگم بيا پايين


پ ن: دوستان عزیز گوجه سبزی که لطف می کنن نظر میدن بازم لطف کنن آدرس وبشونو بذارن که ماهم بهشون لطف کنیم اینم بگم که این وب سیاسی نیست ولی در کلا  گوجه سبزها در جریان باشند که اسکول شدند آخریشم این جشن تولد میر حسین

  این دروغ گو متولد اسفند ماهه باور ندارین یه سرچ بزنین می فهمین شماها یا اسکول هستید یا خودتون رو  زدید به اوسکولی

+ نوشته شده توسط حسین در چهارشنبه هشتم مهر 1388 و ساعت 12:45 |

 جوک 1- قلقلی به سرعت به خانه امد و فرياد زد عزيزم ساکتو ببند .من همين الان ۱۰ ميليون دلار برنده شدم . زن : ساکها رو برای ساحل ببندم يا کوه . قلقلی : مهم نيست فقط ساکتو ببندو از جلو چشام دور شو

جوک 2-ب ه قلقلی گفتن خانومتو دیدیم تو ماکسیمای یه مرد غریبه که صدو شصت  تا میرفتن ...قلقلی  این که چیزی نیست که ماکسیما بیشتر از اینا هم میره

جوک 3- قلقلی کتاب مینویسه تموم که میشه صفحه اولش می نویسه:تقدیم به پدرم که بهترین دوست بابام بود!

جوک 4- قلقلی  ميره حج سروصورتش خوني ميشه بهش ميگن چه اتفاقي افتاده میگه پدر سوخته ها خيلي سنگ ميزدن اما آخر تو نستم ببوسمش !

جوک 5- قلقلی   با مسيحيه دعواش ميشه مسيحيه ميگه سليب تو ………قلقلی  ميگه نماز تو کونت مسيحيه ميگه نماز چيه قلقلی  ميگه ستون دين!

جوک 6- قلقلی  در خونش تابلو زده بود ورود افراد زير 18 سال ممنوع گفتن اين چيه گفت آووو ناموسه بچه بازي که نيست!!

جوک 7- قلقلی  نصفه شب بلند ميشه آب مي خوره ميگه: سلام بر حسين يه نفر از زير تخت ميگه : سلام عباس آقا

جوک 8- قلقلی  مي خواسته زير دريايي آمريکايي ها رو غرق کنه در مي زنه و فرار مي کنه!!!

جوک 9- قلقلی ميره امام زاده ميبينه يه دختره ميگه خدايا يه شوهر خوب به من بده! قلقلی خودشو ميندازه بغل دختره ميگه خدايا هول نه

جوک0 1- یه روز قلقلی دعا میکنه که حق به حق دار برسه صبح پامیشه میبینه که هیچ کدوم از بچه هاش نیستش

جوک 11- قلقلی ميره خونه ميبنه يكي رو زنشه ميگه توكي هستي ميگه من خلبانم اينجا سقوط كردم

جوک 12- قلقلی ميگه ريدم تواين شانس ديروزهم دوتا قواص تو وان حموم بود

جوک 13- به قلقلی  ميگن با دندون و بند کرست و عشق جمله بساز ميگه چون به دندان بندکرست باز شد يا علي گفتيم و عشق آغاز شد

 جوک 14-قلقلی  رو ميگيرن ميگن پدر سوخته چرا پشت ماشينت نوشتي امام با سالاد ! ميگه مگه چيه؟از شما بهتره که مينويسين خدا با ماست

جوک 15- قلقلی  با دوست دخترش تو ماشین بودن می بینه جلوتر ایست بازرسیه به دوست دخترش می گه تو پیاده شو بعد از ایست بازرسی بگو مستقیم تجریش که من دوباره سوارت کنم ......بعد از ایست بازرسی دختره یادش می ره بگه تجریش می گه ونک . قلقلی  می گه شرمنده مسیرم نمی خوره

جوک 16- قلقلی ديش ماهوارشو می ذاره رو پشت بوم روش مينويسه کولر!!.

جوک6 1- قلقلی  لب دريا همش داد ميزد آفرين، ما شالا .... ،ازش ميپرسن چه کار ميکني؟ ميگه :پسرم 1 ساعته رفته زير آب هنوز بر نگشته ...عجب نفسي داره

جوک 17-يه روز قلقلی  گرگم به هوا بازی ميکرده جو ميگيرتش سه نفرو میخوده

جوک 18- قلقلی خبر داغ ميشنوه , گوشش تاول ميزنه

جوک 19-يه روز قلقلی دست ميكنه توپيريز تاببينه جريان از چه قراره.

جوک 20-قلقلی دم مرگ:احمد كجاست؟

اينجام بابا

اصغر كجاست؟

منم اينجام بابا

هوشنگ كو

منم همينجام بابا

پس همه كه اينجان چرا لامپ اون اتاق روشنه


کلمات کلیدی :جوک جک جوک ترکی میر حسین موسوی اوسکول  مهدی کروبی اوسکول تر از میر حسین موسوی


+ نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه دوم مهر 1388 و ساعت 17:33 |
/* /*]]>*/ جوک 1-به یه قلقلی  میگن یارو اچ.آی.وی گرفته. قلقلی  میگه: جی.ال. ایکس رو فروخت؟   جوک 2-یه روز یه موشه میره خونه  قلقلی سوء تغذیه میگیره!    جوک 3-لره با ذوق به دوستش می گه بالاخره این پازل  رو بعد از دو سال تلاش درست کردم!  دوستش می گه دو سال یه کم زیاد نیست؟ لره می گه نه بابا! رو جعبه اش نوشته 7 تا 10 سال!    جوک 4-یه روز قلقلی  هزار تومان میندازه تو صندوق صدقات وقتی میاد از خیابون رد بشه ماشین می زنه بهش. همین طوری که داشته ناله می کرده لای چشماشو باز می کنه می بینه یه نفر دیگه هم داره پول میندازه تو صندوق صدقات. با آخرین توانی که داشته داد می زنه: ننداز آقا ... کار نمی کنه...     جوک 5- قلقلی  دنبال دزد میکرده ازش میزنه جلو!    جوک 6- به قلقلی  میگن برای خمیر دندون پونه تبلیغ بساز. میکه خمیر دندون پونه چشمو نمی سوزونه! جوک 1-قلقلی خودشو میزنه به کوچه علی چپ گم میشه! جوک 7-قلقلی میره مکه اونجایی که باید به شیطون سنگ بزنه سنگهاش تموم میشه فحش میده! جوک 8- قلقلی سکه میندازه بالا شیر میاد فرار میکنه! جوک 9-قلقلی  میگه: من دو بار ازدواج کردم هر دو بار هم بد شانسی آوردم همسر اولم ترکم کرد دومی ترکم نمی کنه! جوک 10-قلقلی  داشته دنده عقب با ماشين از كوه مي رفته بالا بهش می گن چرا دنده عقب ميری مي گه اخه می ترسم بالا جا نباشه نتونم دور بزنم بعدا وقتی مي خواسته پايين بياد باز می بينن داره دنده عقب می ياد می گن الان چرا دنده عقب می يای می گه آخه بالای كوه جا بود تونستم دور بزنم جوک 11-قلقلی  كولر خونشون خراب ميشه به زنش ميگه چند دفعه گفتم 5 نفري جلوي اين نشينيد جوک 12-به قلقلی ميگن: يک جمله بگو که توش سه تا دروغ باشه. ميگه: دانشگاه آزاد اسلامي جوک 13-قلقلی  چربی داشته میره دکتر، دکتر بهش میگه روزی ۴ کیلومتر باید بدوی... بعد از چند روز قلقلی  زنگ میزنه به دکتر میگه: رسیدم لب مرز، چیکار کنم؟ جوک 1-به قلقلی  می گن عروسی پسرت كی هست؟ میگه: این دوشنبه نه، چهارشنبه بعدی جوک 14-به قلقلی  می گن تو نمی خوای آدم شی؟ می گه من از این قرتی بازیها خوشم نمیاد. جوک 15-هواپيما داشت سقوط مي کرد همه داشتن جيغ ميزدن به جز قلقلی ! ازش مي پرسن چرا تو ساکتي ؟ ميگه : مال بابام که نيست بذار سقوط کنه جوک 16-قلقلی چايي مياره براي مهموناش ولي قند نمي ياره مي گه به قند بالاي يخچال نگاه کنيد و چاي بخوريد يه بچه اي ميرد تو بهر قنده قلقلی ميزنه پشت کله پسره مي گه: من گفتم چاي با قند بخور نه چاي شيرين جوک 17-به قلقلی مي گن بچه كجائي ؟ ميگه : بچه تهرون . . . مي گن : كجاي تهرون . . . مي گه : كيلومتر 700 ، جاده تهران - اردبيل جوک 18-قلقلی  به زنش می گه 3 تا حیوان نام ببر که با خ شروع بشه. زنش می گه: خودت، خواهرت، خدابیامرز مادرت! جوک19-به قلقلی  می گن اذون بگو: می گه همه چیز با یک نگاه شروع شد.  جوک 20-قلقلی  زنگ ميزنه به موبايل دوستش که خانم اپراتور  شبکه مخابرات ميگه : مشترک مورد نظر در دسترس نمي باشد , قلقلی  ميگه اونو ولش کن خودت چطوري  جوک 21-زن قلقلی: اگه امشب نيايي بريم خونه مامانم ديگه منو نمي‌بيني! قلقلی : براي چي؟ زن قلقلی : واسه اينكه چشمهاتو درمي‌آورم  جوک 22-قلقلی  موبايل ثبت نام ميکنه تو دلش با خودش ميگه خدا کنه نوکیا باشه    جوک 23-به قلقلی  خبر ميدن: بابا شدي! ميگه: پس به زنم نگيد ميخوام سورپرايزش كنم    جوک 24-قلقلی پدرو مادر خودش رو مي كشه ازش ميپرسن چرا كشتي ميگه بالاخره بعد از 25 سال به رابطه كثيفشون پي بردم   جوک 25-آیا فكر می‌كنید بی‌عرضه هستید؟ فكر می‌كنید به درد هیچ كاری نمی‌خورید؟ فكر می‌كنید بی‌مصرف هستید؟ به خدا درست فكر می‌كنید!
+ نوشته شده توسط حسین در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 و ساعت 22:0 |

اینم عکس قلقلی شرمنده اول می خواستم عکس قلقلی واقعی(م م ) رو بزارم ولی دیدم توهین به شخصیتش میشه اینو به صورت نمادین گذاشتم

+ نوشته شده توسط حسین در شنبه چهاردهم شهریور 1388 و ساعت 21:57 |
اگه نظرات این پست 15 تا بشه قول میدم عکس قلقلی رو براتون بزارم

+ نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388 و ساعت 1:21 |

/* /*]]>*/

به قلقلی ميگن مبارک باشه ازدواج کردي. ميگه دائمي نيست اعتباريه !!

قلقلی دو تا بلوك سیمانی رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته می‌برده بالای ساختمون. صاحب‌كارش بهش میگه: تو كه فرقون داری،‌ چرا اینا رو میگذاری رو كولت؟! قلقلی میگه: ‌اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذیت می‌كرد.

قلقلی  پسرش رو میفرسته ژیمناستیك، بعد از یه مدتی میبینه پسرش روز به روز جای اینكه پیشرفت كنه هی داره پسرفت می‌كنه. یك روز میره سر جلسه تمرینشون ببینه چه خبره، میبینه از بچش به عنوان خرك استفاده می‌كنند.

قلقلی  منچ بازي ميكنه ، مار نيشش ميزنه !!!

قلقلی  توي آتيش سوزي ميميره
پزشكان اعلام مي كنن %10 سوختگي ، %90 كوفتگي !!!
ميرن تحقيق مي كنن مي بينن دوستاش آتيشو با بيل خاموش كردن !!!

خواننده تو عروسي ميگه: خانوما، آقايون، دستا بالا، مي‌خواهيم بريم بندر قلقلی  داد ميزنه: كجا؟ ما تا شام نخوريم هيچ‌جا نميريم

قلقلی  همش دعا مي کرده بچه دار شه يه شب جبرئيل مياد تو خوابش ميگه عوض اينهمه دعا برو زن بگير

قلقلی  زنگ میزنه به ۱۱۰ می گه ببخشید فرمان و دنده و گاز و ترمز و کلاج ماشین منو دزدیدند پلیس ۱۱۰ به قلقلی  می گه ببخشید شما قلقلی نیستین میگه آره .پلیس بهش می گه پس لطف کنید برید جلوی ماشین بشینید

اگه این گوجه سبز ها زیاد کل بندازن کل این وب سایت رو می کنم ماجراهای میر حسین موسوی .

+ نوشته شده توسط حسین در دوشنبه نهم شهریور 1388 و ساعت 23:54 |

چندتا قلقلی  دور هم نشسته بودند،يك دفعه يك هواپيما نشست كنارشون.يكي از قلقلی ها گفت:ساكت باشين ميخوام زنده بگيرمش


 قلقلی اول:به نظر تو هويج باعث تقويت بينايي ميشه؟ قلقلی دوم:حتما،چون تا به حال خرگوشي رو نديدم كه عينك زده باشه!


قلقلی ميخواسته مين خنثي كنه،گوشاشو ميگيره،پاشو ميذاره رو مين


يه قلقلی ميگن با كامپيوتربلدي كار كني؟ميگه اره بلدم.ميگن مثلا خاموش،روشن؟ميگه نه تا اين حد!


به قلقلی ميگن شيرين تر از عسل چي خوردي؟ميگه:ترشي مفتي!


مناجات قلقلی باخدا : خدایا ماه رمضان را مانند المپیک هر 4 سال یک بار آن هم در یک کشور برگزار کن


به قلقلی میگن پاشو سحره. میگه بزار بخوابم.خودم فردا بهش زنگ میزنم


قلقلی ماه رمضون میره خونه دوستش می خوابه

دوستش بهش میگه سحر صدات كنم؟؟

قلقلی می گه نه همون قلقلی صدام كنی بهتره


 به قلقلی میگن تو که روزه نمی گیری،

چرا سحری می خوری؟ می گه نماز که نخونم،...

روزه که نگیرم... سحری هم نخورم؟ بابا مگه من کافرم؟


یه روز قلقلی یک کیلو شکر می خره برای اینکه مورچه نخوره روش می نویسه نمک


یه روز قلقلی داشته اخبار گوش می داده گوینده میگه  خیابان آزادی به امام حسین بسته است قلقلی میگه بسته است که بسته است چرا قسم می خوری.


از بچه قلقلی می پرسن وقتی می ری سر یخچال چی می خوری؟ می گه: کتک!


قلقلی میره توالت، زنش زنگ می زنه میگه كجایی؟ قلقلی میگه خونه بابات! زنش میگه همون جا یه چیزی بخور بیا من چیزی درست نكردم


مبانی کامپیوتر قلقلی: آن بخش از یک سیستم را که می‌توان با چکش خرد کرد، سخت‌افزار و آن قسمت را که فقط می‌توان به آن فحش داد، نرم‌افزار می‌گویند


قلقلی:آدما 3 دسته هستند : دسته اول ، دسته دوم ، و از همه مهمتر دسته سوم

 

 

+ نوشته شده توسط حسین در سه شنبه سوم شهریور 1388 و ساعت 11:50 |


Powered By
BLOGFA.COM